درآمدي بر عصر فردوسي، دوره ي حماسه ي ملّي و خرد آرماني
آغاز اين دوره كه از نظر تاريخي هم زمان است با اوج كيفيت سامانيان، در واقع، عصر انديشه ي استقلال ملي
ايران است. بنابراين امراي ساماني با تأكيد بر ضرورت تأليف به زبان فارسي دري و گردآوري تاريخ و روايات
گذشته ي ايران، در برابر خلافت بيگانه ي بغداد به هويتي مستقل دست پيدا مي كنند و با تشويق شاعران و
نويسندگان و مؤلفان علوم و فنون، مي كوشند در ماوراءالنهر و خراسان بزرگ، تركيب تازه اي از هويت فرهنگي
را – كه عبارت است از بازيافتن انديشه اي ايراني در چارچوب فرهنگ اسلامي – ترويج كنند. آنها براي اين كار،
زبان فارسي، يعني زبان اقوام ايراني را بر مي گزينند و علاوه بر شاعران و نويسندگان، دانشمندان ايراني را بر
آن مي دارند با به زبان قومي خود - كه با قبول الفباي عربي در واقع هويتي و ديني و اسلامي نيز پيدا كرده بود –
در زمينه ي دانش ها و معارف روزگار خود به تأليف آثار مستقل همّت مي كنند.
در آغاز اين دوره، هنوز بيش تر دانشمندان ايراني به ضرورت، آثار خود را به عربي مي نوشتند تا بتوانند در سر
تا سر دنياي اسلام خوانندگان بيش تري پيدا كند. به عبارت ديگر، شمار ايرانيان دانشوري كه در زمينه هاي
گوناگون مذهبي، تاريخي و علمي، زبان عربي را به كار مي گرفتند، نسبت به دوره هاي قبل كمتر نشده بود. با اين
حال، تا آنجا كه به قلمرو كار و سامانيان مربوط مي شد، بيش تر نويسندگان فارسي زبان به نوشتن به زبان
فارسي تشويق مي شدند؛ بنابراين، نثر هم در عصر سامانيان مانند نظم رو به ترقّي گذاشت و به علّت غلبه ي روح
ايران دوستي و احساس نياز به هويتي مستقل – به ويژه در خراسان آن روز – داستانها و روايات زيادي مربوط به
تاريخ گذشته ي ايران فراهم شد و سرانجام در سال 346 ه . ق به امر ابومنصور محمد بن عبدالرزاق حاكم
توس، به صورت مجموعه اي مستقل به زبان فارسي درآمد و به نام شاهنامه به عنوان نخستين اثر مستقل عصر
فارسي در اختيار همگان قرار گرفت. همين شاهنامه ي منثور بود كه چند سال بعد دقيقي توسي به امر منصوربن
نوح ساماني نظم آن را بر عهده گرفت و بعد از كشته شدن او فردوسي شاعر بزرگ و هم شهري وي با كوشش
شگفت انگيز طي حدود سي سال كار نظم شاهنامه را به پايان برد. آنچه از شعر اين دوره بر جاي مانده بسيار اندك
است؛ با اين حال، مي تواند استحكام قالب و معني، تنوع اوزان و قالبها، گونه گوني، مضامين و مايه ها و خيال
هاي شعري اين عصر را نشان بدهد. در اين عصر شمار شاعران زياد و تنوع قالبها و مضمون هاي شعري در
خور توجه است. سنت داستان پردازي، منظومه سرايي اخلاقي و نظم حماسه هاي ملي در اين دوره پايه گذاري مي
شود. شعر اين عصر، منادي صلح و آرامش و رفاه و شادي است و از خصوصيات بارز آن نزديكي، به طبيعت،
آميختگي با موسيقي، داشتن رنگ ملي و ايراني، در برگيرنده ي مايه هاي حكمي و اخلاقي و فقدان مايه هاي
عرفاني و آسماني است. هم چنين از پيراستگي و استحكام فكري و زباني ممتازي برخوردار است. محور فكري آن،
عشق به حقيقت ، برتري يافتن خير در برابر شر، بهرورزي قوم ايراني و در نهايت، همه ي انسانهاي حق طلب
است. تكيه ي اصلي جريان شعر در اين دوره ، بر حمايت از فرهنگ قومي و اهميت و اعتبار بخشيدن به زبان
فارسي است. در اين دوره، علاوه بر غزنه، توس به عنوان خاستگاه حماسه ي ملْي ايران و استمرار دهنده ي
فرهنگ و قوميت ايراني از اولويت و اهميت خاصي برخوردار مي شود و در واقع به عنوان، مهمترين فرهنگ
شهر اين دوره مورد توجه قرار مي گيرد. سه شاعر حماسه سرا و تواناي اين عصر- يعني ، دقيقي و فردوسي و
اسدي - هر سه از اين شهر بر مي خيزند و تمام شهر براي تدارك اين حماسه ي بزرگ دست به دست هم مي
دهند . تا آنجا كه اگر كار دقيقي و فردوسي را در كنار ادبيات ستايش و وابسته به دربار وقت، در زمره ي ادبياتت
مردمي اين دوره به شمار آوريم به خطا نرفته ايم .