« سرود چيست؟»
شعر و «سرود» دو ابزار قوي و مهم در عرصه تبليغ آراء و القاء تفكّرند و هر يك به نحوي از انحاء به كار گرفته مي شوند؛ «سرود» تافته ي جدا بافته اي از شعر نيست، اما آنچه آن را از ديگر مقولات ادبي -  و خصوصاً« شعر» - تمايز مي بخشد «فرم» مخصوص در كنار ديگر ويژگيهاي آن است. «ِسرود» هماره «سرور» را به ذهن متبادر مي كند، اگر چه لازمه ي هر سرود، «نشاط آور» بودن نيست؛ بااين حال سرود خوانان در ايام شادي و شور بيشتر به اين قالب، نسبت به قالبهاي ديگر توجه داشته اند از اين رو دو واژه توأمان شده اند. «سرود» ترجمان حالات شادي، شوق، شور و نشاط است و آميزه اي از لبخند و حماسه و آرامش را، گاه به همراه دارد؛ با اين همه ، بزرگترين «اصل» و «مشخصه» و «هدف» در هر سرود، «تحريك عاطفه» نيست بلكه « برانگيختن فكر و انديشه» است ؛ ايجاد تأمل و جلب توجه افكار به سمت آراء در سرود يك «هدف» به شمار مي رود، با اين حال تحريك عواطف و نشاط آوري و شور بخشي به جان مشتاقان در حكم يك «ابزار» مهم در القاء بيشتر و بهتر آراء مي باشد سرودهاي مذهبي بيانگر شور و نشاط عاشقان اهل بيت (عليهم السلام) است؛ مي تواند دلهاي آنان را در خلوتي از صفا و صميميت، لحظه اي با «مبدأ» پيوند دهد و در زلال اشك شوق، آئينه ضميرشان را جلا بخشد اصولاً شيعه در عزاي اهل بيت (ع) مي گريد چرا كه «گريه ي عزا» و «اشك ماتم» حركت با سيل خروشان مبارزه هزار و چهارصد ساله مكتب شيعه است؛ هم سويي با انگيزه و هدف مبارزه است؛ شركت در حماسه است شيعه حتي در ايام شور و نشاط و شادي اهل بيت مي گريد! اما گريه ي شوق است؛ اشك شادي است؛ اشكي كه بوي نشاط مي دهد و زمينه ساز «حماسه ي » شگرفي است «سرود خواني» در حقيقت نوعي زمينه سازي براي رسيدن به چنين لحظات باشكوهي است .... لحظاتي كه « عطر حماسه و لبخند و آرامش» را به همراه دارد «سرود» در لغت، از ريشه ي «سرودن» ، به معناي «تغنّي كردن» آمده است و در ادبيات بر نوعي شعر «مدحي» در ستايش «خدا» ، «قهرمانان» مذهبي ، اجتماعي و .... اطلاق مي شود اين كه «سرود» به معناي آواز خواندن و ترانه سرايي آمده، به واسطه ي پيشينه ي تاريخي آن است، در ادبيات قديم فارسي، «سرود» به اشعاري گفته مي شد كه در ستايش شهنشاهان و قدّيسين و ... سروده مي شده و در مجالس به آواز خوانده مي شده است به عنوان مثال مي توان از اين بيت ياد كرد رودكي چنگ برگرفت و نواخت باده انداز كو «سرود» انداخت ريشه ي كلمه ي «سرود» به زبان پهلوي باز مي گردد. آنچه بايد بدان توجه داشت آن است كه محتوا و مضامين اغلب سرودها در زبان «پهلوي» باز مي گردد و بطور كلي در پيش از اسلام مذهبي، اخلاقي يا اجتماعي بوده است. بعد از اسلام آيين  «سرود خواني» و حتي معني اصطلاحي آن دچار دگرگوني شده و تا حدي ه معني «تصنيف» نزديك گرديد. امروزه «سرود» بي توجه به «نظم» معمول در شعر، «نظم» خاصي در خود پيدا مي كند و اين «ويژگي» به واسطه ي ايجاد تطابق لازم با «آهنگ» و «شيوه ي موسيقايي» مخصوص آن است.
«سرود» علي الاطلاق به اشعاري گفته ميشود كه درآن به بلندي و كوتاهي مصراعها توجه چنداني نمي شود و نظام عروضي شعر به طور كامل در آن حاكم نمي باشد. انحصاري بودن شيوه موسيقايي در سرود باعث شده است تا بسياري از ادبا و صاحب نظران مسائل ادبي وزن «سرود» را بطور كلي خارج از معيارهاي عروضي بدانند. 
از مجموع اين گفتار مي توان نتيجه گرفت كه «سرود» گر چه يكي از زير مجموعه هاي  شعر، فارسي است اما از لحاظ «قالب و فرم» مخصوصي كه دارد تمايز خاصي با ديگر فرمهاي شعري يافته است پيش از اين گفتيم كه «سرود» پيشينه اي مذهبي و اخلاقي دارد و هماره به عنوان يك ابزار ارزشمند و برجسته در رسيدن به اهداف عالي و معنوي به كار رفته است . امروزه نيز «سرودهاي مذهبي» دقيقاً در ادامه ي اين روش، يعني جستجوي اهداف معنوي، به كار مي روند و نقش مهمي در گسترش قلمرو تفكّر مذهبي و اخلاقي دارد و هماره به عنوان يك ابزار ارزشمند و برجسته در رسيدن به اهداف عالي و معنوي به كار رفته است . امروزه نيز «سرودهاي مذهبي» دقيقاً در ادامه ي اين روش، يعني جستجوي اهداف معنوي، به كار مي روند و نقش مهمي در گسترش قلمرو تفكّر مذهبي ايفا مي كنند «سرودهاي مذهبي» آئينه ي حالات و افكار و خواسته هاي مشتاقان مكتب ولايتند. سرودها معرف شخصيت والاي ائمه اطهار (عليهم السلام) مي باشند و در حكم «ظرف» هايي هستند كه گاه، «دريايي» را در خويش گنجانده اند- درياي معارف اهل بيت (عليهم السلام) كه جانها را به سوي اين «دريا» مي خوانند.
بي گمان وصف ائمه اطهار (عليهم السلام) كه خداوند در مدح آنان بارها سخن گفته است؛ بسيار خطير مينمايد؛ گنجاندن تمام تاريخ زندگاني پيشوايان (عليهم السلام) همراه با تحليل عميق آن، گذراندن از صافي «ذوق شاعرانه» و تلطيف آن با «عواطف و احساسات» لطيف شاعري آميختن محتواي شعري با «تخيّل» و .... كه لازمه ي كار يك« شاعر» و« سراينده ي سرود» است حقّاً كاري بس عظيم و شگرف است. در اينجاست كه ارزش كار شاعران «آل الله» مبرهن و  روشن مي شود.
هد فمند بودن شعر:
«بن مايه» و «پايه ي» اصلي هر اثر ادبي، تفكّر و انديشه ي آن است؛ انگيزه اي كه شاعر دست به «سرودن» مي زند، همان «انديشه» است در يك سرود مذهبي در كنار ديگر معاني شعر ، طرح انديشه راستين اهل بيت عليهم السلام و القاء فكر برجسته آنان خواننده را با اهداف مبارزاتي و سيره ي زندگاني آنان آشنا مي كند و او را «همسو» با جريان فكري آنان مي نمايد . «هدفمند» بودن يك اثر اثبات كننده ي « تعهّد » صاحب اثر است، تعهّد  در كنار «تخصص ادبي» اثر را برجسته مي كند ؛ بدون آن هر چقدر اثر هنري وادبي باشد «كم رنگ» و «بي مايه!» به حساب مي آيد و چون فاقد اين اصل مهم است نمي تواند يك «سرود مذهبي» يا «شعر ولايي» به شمار آيد.

آشنايي با اطلاعات ادبي :

تخصّص ادب و آشنايي با فرهنگ اطّلاعات ادبي هرگز نبايد تحت الشعاع «تعهّد شعري» قرار گيرد. «شعر» يك ابزار تبليغ است و بايد اين ابزار، بخوبي به كار گرفته شود؛ فراموش نكنيم كه هر چقدر اثر، ادبي تر و هنري تر باشد مقبوليّت بيشتري مي يابد و جاودانگي آن تضمين مي شود.

برانگيختن احساس و عواطف

شعر بدون عاطفه و احساس، «تصنّعي» و «مجازي» به حساب مي آيد، لازم است كه افكار و انديشه هاي شعري از صافي «ذوق و عاطفه» ، عبور داده شود، تلطيف كلمات شاعرانه، سادگي زبان آميخته با احساس و .... از ويژگيهاي يك اثر عاطفي است. شعري كه چاشني عاطفي نداشته باشد لاجرم خواننده را به اين باور مي رساند كه « از دل بر نخاسته است » و طبيعي است اگر بر دل هم ننشيند!

تخيّل

هر اثر ادبي، لازم است كه با خيال پردازي همراه باشد و الاّ از «جوهر» شعري ‌، بي بهره است؛ خيال پردازي در شعر، شاعر را به كشف افقهاي تازه در شعر، رهنمون مي شود و جذّابيت اثر را دو چندان مي كند؛ مرز بين شعر و نظم را «خيال» تعيين مي كند بنابراين توجّه به خيال و كاربرد اصولي آن «جوهره شعري» را تقويت مي كند و شعر را از ورطه ي «نظم» معمولي، رهايي مي بخشد.
 
اطلاعات عمومي :

تسلّط شاعر بر اطلاعات عمومي از جمله «تاريخ» بسيار ضروري به نظر مي رسد تا اطلاعات كافي در اختيار شاعر نباشد، نمي تواند «حرف تازه» ابداع، تحليل و تأويل داشته باشد .

 

 
 
ورود
کوکی ها باید برای گذشتن از این مرحله فعال باشند.